به نام یزدان پاک
نکته ای درباره ی کهن ترین سرایندگان اشعار عاشورایی در ذیل تقدیم می شود.
دست از جهــان بشویم عز و شـرف نجویم مدح و غزل نگویم مقتل کنم تقاضا
امروزه تا نام عاشورا و واقعه ی کربلا به میان می آید کمتر کسی است که به یاد شعر معروف محتشم کاشانی( باز این چه شورش است ... ) نیفتد و یا این شعر را در پارچه نوشته ها و بنرها بر در و دیوار مساجد و تکایا ندیده باشد.اما کمتر کسی است که نام ابوالحسن کسایی مروزی را بداند .
ابوالحسن کسایی مروزی درسال ۳۴۱ ه.ق. در شهر مرو دیده به جهان گشود و در سال ۳۹۱ ه.ق. درگذشت.مذهب او شیعه ی دوازده امامی بوده است. او
هم زمان با فردوسی توسی به عنوان نخستین شاعر دل بسته ی اهل بیت به ستایش و جانبداری خاندان پیامبر (ص) پرداخته است.وی با بیان مناقب خاندان پیامبر اکرم ( ص ) و سرودن مراثی برای شهدای کربلا ، همدردی مردم ایران با آن خاندان را بازگو کرده است.
قصیده ی کسایی کهن ترین سوگنامه ی ماجرای کربلاست .آن قصیده که نخستین سوگنامه ی مذهبی به زبان فارسی است به شرح ذیل است:
سوگ نامه ی کربلا
باد صبا درآمــد فـردوس گشت صحـــــــرا آراست بوستان را نیسان به فرش دیبـــــــــا
آمد نسیــم سنبـل با مشـــک و با قرنفل آورد نامه ی گــــــــل باد صبــــــــــا به صهبـا
کهســـار چون زمـــــــرد نقطه زده ز بسد کز نعت او مشعبد حیران شده ست و شیدا
آب کبـــــــــود بـــوده چــون آینــــــه زدوده صندل شده است سوده کرده به می مطـرا
روی ادامه ی مطلب کلیک کنید: